بردیا بردیا ، تا این لحظه: 15 سال و 5 ماه و 5 روز سن داره

دنیای قشنگ بردیا...

گندمزار

ای زگندمزار ها سرشارتر ای ز زرین شاخه ها پر بار تر ای که در بگشوده بر خورشیدها در هجوم ظلمت تردیدها.... با توام دیگر زدردی بیم نیست...  هست اگر... جز درد خوشبختیم نیست (فروغ.ف) ...
18 تير 1393

خرداد... سفر

به نام خدا... روزهای آغازین سه سالگی همراه بود با  ذوق و یاداوری خاطرات جشن تولدت... من فدای اون دنیای تو بشم پسر... دنیا نظرت فقط جشن و بازیه.... الهی که خوشی و شادی و با خودت به دنیای بزرگسالی ببری... خوشی و خوشحالی تو با اومدن خاله مینا به اوج خودش رسید.... اون شیرجه ای که زدی تا بپری بغل خاله مینا رو که یادته... منم یادم میمونه پسرک باز هم سفر به همدان و ذوق تموم نشدنی تو... و سفر ده روزه به استانبول.. تجربه ی جدیدی بود برات... از دوری و دلتنگی ار دور و بری هات... به هم خوردن ساعت خواب و خوراک...  که فاکتور بگیریم فکر کنم خیلی بهت خوش گذشت... باااااور کن من و بابایی تموم سعیمونو کردیم تا بهت بد نگذره...&nbs...
10 تير 1393
1